تبليغاتX
poem station
 

 فارس: با وجود تخصيص اعتبار ۱۰۰ ميليون تومانى از سوى فرماندارى هنوز هم پس از گذشت ۷ ماه از درگذشت قيصر امين پور قبر او فاقد سنگ است و اداره كل ارشاد خوزستان هم هنوز طرح لازم را آماده نكرده است.

به گزارش فارس، مقبره مرحوم قيصر امين پور شاعر معاصر پس از گذشت ۷ ماه از درگذشت وى هنوز هم فاقد سنگ قبر است و به رغم وعده هايى كه مسئولان استان خوزستان مى دادند، قبر اين شاعر زيبنده نام او نيست. بنا بر اين گزارش، هم اكنون مقبره قيصر در مكانى خشك و بى آب و علف در زير سايه بانى است كه چشم نواز نيست و بر روى قبر پارچه اى سبز رنگ و خاك آلود انداخته اند تا واقعيت زير آن پنهان بماند. زير پارچه، هيچ سنگ قبرى در كار نيست و هنوز مقبره به صورت تلى از خاك رها شده است و نرده اى بد رنگ اطراف آن را پوشانده است.

 

 
 
ایستگاه شعر: دعوت نامه ای با موضوع فراخوان شعر خاتم از فرهنگسرای خاتم ( احتمالا" تهران) برای این ایستگاه ارسال که عینا" جهت استحضار بازدید کنندگان عزیز درج می شود.ّ

فراخوان شعر خاتم

موضوع در دو بخش ويژه "پيامبراعظم" وبخش آزاد ودر دو قالب كلاسيك و سپيد برگزار ميشود
مهلت ارسال آثار 15 تير 87
صندوق پستي :1736-13185
تلفكس روابط عمومي:66207068 mail:info@f-khatam.ir


 
 

ایران: «محسن پرويز» معاون فرهنگى وزارت ارشاد از «احمد عزيزى» شاعر بسترى در بيمارستان امام رضا(ع) كرمانشاه عيادت كرد.


پرويز با حضور در بخش ICU بيمارستان امام رضا (ع) كرمانشاه از نزديك جوياى حال احمد عزيزى شاعر نام آشناى كشور شد و روند معالجات وى را از ابتداى بيمارى تاكنون از دكتر معالج و خانواده اش پيگيرى كرد.
بنا بر اين گزارش، در اين ديدار اسلامى قائم مقام مؤسسه نمايشگاههاى فرهنگى ايران و تنى چند از كارمندان اداره كل ارشاد استان نيز حضور داشتند.
اين شاعر توانمند و مردمى مدتى است كه به علت عارضه قلبى و كليوى در بيمارستان امام رضا(ع)كرمانشاه بسترى است و در حال حاضر پزشكان اين بيمارستان حال نامبرده را نسبت به گذشته بهتر و روند معالجاتش را رضايت بخش اعلام كرده اند.


 
 
فارس:حسين اسرافيلى لغات كتاب پژوهشى فرهنگ قافيه را انتخاب و جمع آورى كرد.
اسرافيلى درباره اين كتاب به فارس گفت: اين كتاب به تعريف شعر از ديدگاه متفكرين ايرانى و غير ايرانى مى پردازد و همچنين به پيشينه شعر فارسى اشاراتى دارد.
اسرافيلى ادامه داد: در بخش اصلى اين كتاب، تعدادى از لغات هم وزن و قافيه را بر اساس حرف آخرشان مرتب كرده ام تا دستمايه شاعران جوان قرار گيرد. شاعران جوان به دلايل مختلف فرصت رجوع به كتاب و مطالعه را ندارند و ضعف واژگانى گريبان آنها را گرفته و اين كتاب مى تواند براى آنها راهگشا باشد.

 
 
جام جم: شب شعر بازيگران سينما با حضور بازيگران شاعر در 17 تير برگزار مي‌شود.

به گزارش فارس، رضا فياضي در همين رابطه گفت: شب شعر بازيگران براي اولين بار در تاريخ سينماي ايران و با حضور بازيگران و شاعران پيشكسوت از جمله داريوش ارجمند، افسانه بايگان، رضا بابك و عليرضا خمسه 17 تير در خانه سينما برگزار مي‌شود.

فياضي افزود: ژاله علو، افسر اسدي، علي دهكردي و نيلوفر محمودي برخي از بازيگراني هستند كه در اين شب شعر به شعرخواني مي‌پردازند. فياضي گفت: همچنين برخي از شاعران همچون محمدعلي سپانلو، محمد حقوقي، شمس لنگرودي، حافظ موسوي، علي باباچاهي و جواد مجابي نيز در شعرخواني حضور دارند.


 
 

اعتماد:يک جايزه ادبي ديگر در حوزه شعر آغاز به کار مي کند.راه اندازي اين جايزه به منظور ارج نهادن به تلاش شاعران و منتقداني که در شرايط نامساعد چاپ و نشر همچنان به خلق و انتشار آثارشان در مجلات و سايت هاي اينترنتي همت گمارده اند برگزار مي شود. جايزه نيما به چهار نفر تعلق مي گيرد؛ 1- جايزه تک شعر به دو شاعر که آثارشان طي سال 1386 در مجلات ادبي کاغذي و اينترنتي (که اسامي آنها متعاقباً اعلام خواهد شد) به چاپ رسيده اند به تفکيک به شاعر صاحب کتاب و بدون کتاب تعلق مي گيرد. 2- جايزه نقد شعر به نقدي که در سايت ها و مجلات کاغذي در سال 1386 چاپ شده است. 3- جايزه کتاب شعر که طي سه سال گذشته از فضاي اينترنت يا به صورت شخصي منتشر شده است. کار رسمي جايزه از اول تيرماه شروع مي شود که جزئيات کامل تر آن بعداً اعلام مي شود.داريوش معمار، مازيار نيساني، سعدي گل بياني، حسين فاضلي و رسول رخشا هيات اجرايي اين جايزه هستند


 
 

 

سيد علي صالحي

ياوه مگو مردک،

من شاعرم

من برادر نزار قباني ام

من برادر  محمودم

من برادر درويش.



در من

هزار کبوتر سر بریده پنهان است

در من

هزار زيتون زار شعله ور.

او که باد مي کارد

تنها توفان تشنه درو خواهد کرد.



تو  مردک،

گنده تر از دهان خود

شکر خورده اي

که خواب ويراني سرزمين مرا مي بيني،



مگر ما

اگاله بند بي دليل بغداديم

که از يکي باد شرطه

به گورگاه المïعٍتصم بگريزيم.



مگر ما

دستاربند قلعهى قندهاريم

که به کرناي هر کباده کشي

کمر به قتل کرامت آدمي ببنديم.

ياوه مگو مردک،

اينجا ايران است،

نبين اگر گاهي گرسنه مي خوابيم

نبين اگر گاهي

يکي به زندان و ديگري درماندهى زندگي ست.

امتحان کنيد

ما دوباره برخواهيم خاست.

ما

چنگ و دندان خود را

در خون سياوش

خضاب بسته ايم.

امتحان کنيد

او که باد مي کارد

تنها توفان تشنه درو خواهد کرد.



با اين همه زنهار،

ما

کبوترزادگان زيتون پرست

قرن هاست

کينهى خود را به هفت آب زمزم و

جنگ را

به روياي زندگي شسته ايم.

مجبورمان نکنيد

ما صلح مي خواهيم.


 
 

 

 

گلدوزي‌

شبانه

در بستري بي‌نشان

افول كرد

مادرم كه غول‌ها را به چالش خواند

و جبرئيل را

زير مهرباني زبانش مرور كرد

عبور مادرم بي‌صدا

ولي حماسي بود

پدرم با چراغ اشك

ظلمت را به يك‌سو زد

و مادرم  را از خاك پس گرفت

و آسمان را

غرق شادماني‌هاي سياه كرد

دودمان تباهي

هنوز بيمناك از خروش مادر من بود

وقتي برادرانم

منزل به منزل

تاريخ را گلدوزي دوباره مي‌كردند

سيدحسن حسيني

تسليت اهل باغ

گلي كه عالم از او تازه بود، پرپر شد

يگانه كوكب باغ وجود، پرپر شد

شب شهادت زهرا (س)‌، علي (ع)‌ به خود مي‌گفت:

گل محمدي من چه زود پرپر شد

خزان چه كرد كه در چشم اشكبار علي (ع)‌

تمام گلشن غيب و شهود پرپر شد

به باغ حسن كدام آفتاب ناب افسرد

كه در مدار افق هر چه بود پرپر شد

براي تسليت اهل باغ آمده بود

شقايقي كه به صحرا، كبود پرپر شد

نشان ز پاكي روح لطيف فاطمه(س)‌ داشت

بنفشه‌اي كه سحر را سجود پرپر شد

ز فيض صحبت او رنگ و بوي عزت داشت

گلي كه تشنه ميان دو رود پرپر شد

زكريا اخلاقي

تربت بي‌نشان

خم كرد پشت زمين را ناگاه داغ گرانت

هفت آسمان گريه كردند بر تربت بي‌نشانت

غمگين و خاموش و خسته، با بال‌هاي شكسته

تا باغ خورشيد پر زد از اين قفس، مرغ جانت

وقتي كه رفتي همان روز، از دور آيا نديدي‌

بغض غريب علي را در شيون كودكانت؟

رفتي ولي آه، بانو! عمري است از چشم‌هامان

گل‌هاي خون مي‌شكفد با ياد هجده خزانت

جز عشق و خوبي چه كردي؟ جز رنج و حسرت چه ديدي؟

نامهربانان چه كردند، با آن دل مهربانت؟!

فردا كه برخيزي از خاك، امضاي مظلومي توست

مهر كبودي كه مانده است بر شانه و بازوانت‌

فاطمه سالاروند

حقيقت پهلو شكسته

اي اشك! مهلتي دل غمگين و خسته را

چشمان غم گرفته در خون نشسته را

مولا كنار فاطمه بدرود مي‌كند

با بندبند خويش نگاهي گسسته را

بر دوش مي‌گذارد و از خانه مي‌برد

امشب علي، حقيقت پهلو شكسته را

از كوچه‌هاي شهر كه رد مي‌شود ، غمي

در شعله مي‌برد دل درهاي بسته را

او را به خاك تيره... نه، پرواز مي‌دهد

در آسمان كبوتر از بند رسته را

در صحن فاطميه، كنون حال ديگري است

شوريدگان سينه‌زن دسته دسته را

محمود سنجري

قلم قناري گنگي است در سرودن او

توان واژه كجا و مديح گفتن او؟

قلم قناري گنگي است در سرودن او

كشاندنش به صحاري شعر ممكن نيست‌

كميت معجزه لنگ است پيش توسن او

چه دختري، كه پدر پشت بوسه‌ها مي‌ديد

كليد گلشن فردوس را به گردن او

چه همسري، كه براي علي به حظ حضور

طلوع باور معراج داشت ديدن او

چه مادري، كه به تفسير درس عاشورا

حريم مدرسه كربلاست دامن او

بميرم آن همه احساس بي‌‌تعلق را

كه بار پيرهني را نمي‌كشد تن او

دمي كه فاطمه تسبيح گريه بردارد

پيام مي‌چكد از چلچراغ شيون او

از آن زديده ما در حجاب خواهد ماند

كه چشم را نزند آفتاب مدفن او

غلامرضا شكوهي

خاكبوسي آن قبر بي‌نشان

مرا به خانه زهراي مهربان ببريد

به خاكبوسي آن قبر بي‌نشان ببريد

اگر نشاني شهر مدينه را بلديد

كبوتر دل ما را به آشيان ببريد

كجاست آن در آتش گرفته؟ تا كه مرا

براي جامه دريدن به سوي آن ببريد

مرا اگر شوم از دست برنگردانيد

به روي دست بگيريد و بي‌امان ببريد

كجاست آن جگر شرحه‌شرحه؟ تا كه مرا

به سوي سنگ مزارش كشان‌كشان ببريد

مرا كه مهر بقيع است دردلم، چه شود

اگر به جانب آن چار كهكشان ببريد

نه اشتياق به گل دارم و نه ميل بهار

مرا به غربت آن هيجده خزان ببريد

كسي صداي مرا در زمين نمي‌شنود

فرشته‌ها! ‌سخنم را به آسمان ببريد.

افشين علاء

در مشهد بقيع

در چشم تو شكوه شبي ته‌نشين شده است

رنگين كمان حسرتي از كفر و دين شده است‌

در آرزوي سجده به محراب ابرويت

ذرات خاك عالم و آدم جبين شده است

اي ابر سايه گستر رحمت!‌ بر آدمي

صبح تمام آينه‌ها آتشين شده است

اي بي‌نشان در آينه!‌ باور نمي‌كنم‌

روحي چنان بزرگ به غربت چنين شده است‌

در مشهد بقيع بجوييد خاك را

انگشتر رسول خدا بي‌نگين شده است‌

عبدالجبار كاكايي‌

روشن تر از شكوه تو

روشن‌‌تر از شكوه تو هفت آسمان نداشت‌

درياي پر تموج روحت كران نداشت‌

مهريه زلال تو  بانو!  اگر نبود

اين باغ‌هاي معرفت آب روان نداشت‌

ديدند يازده چمن از دامنت شكفت‌

يعني كه باغ نسل محمد خزان نداشت‌

گرد به باد رفته صحراي غفلت است‌

هر كس به ديده خاكي از اين آستان نداشت‌

آنجا كه قدر تو چو شب قدر شد نهان‌

ديگر شگفت نيست كه قبرت نشان نداشت‌

جواد محمد زماني‌

اين غربت تمام‌

آيينه‌اي است،‌ محو تماشاي خود شده‌

يا چيست راز اين من منهاي خود شده‌

اين در خداي حل شده، روييده از بهشت‌

خود كشته خويش را و مسيحاي خود شده‌

پهلو شكسته،‌گوشه در جا گذاشته‌

خود را و در بهشت پذيراي خود شده‌

اين در زمين، شماره زخمش نگفتني‌

در عرش محو كثرت گل‌هاي خود شده‌

اين غربت تمام، مزار بدون نام‌

از چشم خويش گم شده پيداي خود شده‌

پوشيده رو زسائل كور اين حياي محض‌

آيينه مضاعف بيناي خود شده‌

بانو! پس از تو غربت مولا عظيم شد

قرآن به نيزه رفت، مدينه يتيم شد

محمد سعيد ميرزايي‌

آفريد از گل و آيينه و لبخند تو را

آفريد از گل و آيينه و لبخند تو را

سپس از عطر نفس‌هاي خود‌ آكند تو را

مصحف رازي و در صبح نخستين جهان‌

بر افق با قلم نور نوشتند تو را

بشر و اين همه آينگي و شفافي؟

از چه خاكي مگر اي پاك سرشتند تو را؟

گسترش يافت افق تا افق آن زيبايي‌

وقتي اي آينه حسن شكستند تو را

يازده صبح گل و سبزي هستي از توست‌

گر فدك نيست درختان همه هستند تو را

همه او هستي و لال است زبانم، لال است‌

مي‌ستايد به زبان تو خداوند تو را

قربان وليئي‌



 
 
ایستگاه شعر) از کسی که خودش را "مرتضی پارسا" معرفی میکند اما من میدانم که او "رامین سنجوری"ئی بیش نیست یک غزل بخوانید:

 

مفتخر

كه مفتخر بشوم تا گناهكار شوم
كه متهم بشوم بعد اعتراف كنم


تورا گذاشته باشم درون جسم خودم
كه هفت مرتبه دور خودم طواف كنم


كه شب بيايد ومن جاي آنچه بايد ونيست
هجوم خاطره را بر خودم لحاف كنم


كه در تخيلم انگار پيرزن باشم
هميشه رشته ي اندوه را كلاف كنم


كه چرخ دربدرم كرده باشد ومن باز
سه كنج معبد چشم تو اعتكاف كنم


تو را كه تيغ تريني تو را براي ابد
درون زخم عميق دلم غلاف كنم

بهار 87


 
 
جام جم آنلاين: طي حكمي از سوي مديركل دفتر موسيقي معاونت امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد ‌اسلامي، ساعد باقري به‌ عنوان دبير نخستين دوره جايزه ملي قيصر منصوب شد.

گفتني است نخستين دوره جايزه ملي قيصر، به ياد قيصر امين‌پور در بخش كلام موسيقي ‌ اشعار و ترانه‌هاي مرتبط با موسيقي از سوي دفتر موسيقي در سال جاري تدارك ديده شده است.

 
 

 فارس: اختر مهدي مدير گروه زبان فارسي دانشگاه جواهر لعل نهرو، در اين باره اظهار داشت: در اين دانشگاه دو نفر از دانشجويان دوره دكترا و پيش دكتري موضوع رساله خود را احوال و آثار دكتر علي شريعتي و شهيد مرتضي مطهري قرار داده‌اند.

وي افزود: در برنامه امسال دانشجويان در باره سه تن از شاعران انقلاب اسلامي قيصر امين‌پور، سيدعلي موسوي گرمارودي، و علي‌رضا قزوه رساله دكتري و پيش دكتري را موضوع تحقيق قرار داده‌اند. همچنين در دانشگاه لكنهو نيز يكي از دانشجويان دوره دكتري موضوع رساله خود را زندگي و آثار عبدالجبار كاكايي قرار داده است.

شاعران و اديباني چون علي موسوي گرمارودي، مصطفي رحماندوست، موسي بيدج، عبدالجبار كاكايي، رضا اميرخاني، ناصر فيض، علي هوشمند، عباس باقري، محمدرضا عبدالملكيان، سهيل محمودي، ابراهيم حسن بيگي، محمود اكرامي‌فر، ابوالقاسم حسينجاني، سعيد بيابانكي، افشين علاء و مجتبي رحماندوست در برنامه‌هاي ادبي تدارك ديده شده در هند حضور دارند.


 
 

 

اعتماد- عبدالجبار کاکایی)

بسياري از حکما، عرفا و فقها، صاحب قريحه شعر بودند و بعضاً دفترها و ديوان هايي از آنها به جاي مانده که محل تامل است؛ از فارابي تا حاج ملا هادي نراقي. وجه اشتراک اين گروه که به شعر و شاعري توجه خاصي داشتند فرع بودن شاعري بر شخصيت علمي و ديني شان بوده است. البته برخي از آنها مثل ملاغروي اصفهاني و ميرزا حبيب خراساني پس از زندگي زاهدانه و عالمانه شان به طريق اولي شاعري شان برجستگي و نمود پيدا کرده است. حضرت روح الله در اوان جواني به شاعري تعلق خاطر داشت. آثار اجتماعي شاعران پس از مشروطه به ويژه آثار مربوط به جنگ هاي جهاني اول و دوم را با دقت مطالعه کرده بود و مفاهيم در شعر متقدمان و متاخران را نيک دريافته بود و در آداب سخنوري بليغ و فصيح بود تا جايي که برخي مسمط ها و قصايد ايشان همپايه قصايد وحيددستگردي و ملک الشعرا از حيث زبان و ترکيب سازي شده است. انتخاب تخلص «هندي» و اشتغال به فن غزلسرايي و تتبع از سعدي و فروغي بسطامي و عطار نشان دهنده توجه خاص ايشان به هنر شاعري بوده است. بر فرض مثال غزل سعدي؛

امشب مگر به وقت نمي خواند اين خروس

عشاق بس نکرده هنوز از کنار و بوس

توسط ايشان به خوبي استقبال مي شود، با ابياتي چون؛

امشب که در کنار مني خفته چون عروس

در خواب کن موذن و در خاک کن خروس

شايد اگر ابعاد سياسي و فقهي ايشان کم رنگ بود، شاعري بعد برجسته زندگي اين روحاني عاليقدر مي شد. با اين حال خلق و آفرينش هاي ادبي امام به دو دوره مربوط مي شود؛ دوره جواني که لفظ بر معني و دوره سالخوردگي که معني بر لفظ غلبه دارد. و در هر دو دوره غزليات نغزي از ايشان به يادگار مانده است. استقبال ايشان از شعر معروف شيلر آلماني که مورد اقتراح شاعران ايراني قرار گرفته بود و ايرج ميرزا و پروين دولت آبادي قطعات ماندگاري در اين موضوع گفته اند، نشانه توجه ايشان به جريانات ادبي روز است.1 در هر حال امام را بايد در سلک عارفان شاعر يا فقيهان شاعر دانست نه شاعران عارف يا شاعران فقيه و مرتبه شاعري ايشان در بين فقيهان شاعر قابل اعتناست. کافي است تنها اين بيت از ايشان بماند تا او را در شاعري هم طراز فقهاي شاعر پيش از خود بدانيم.

سزد زدانه انگور سبحه يي سازم

بوقت رفتن ميخانه استخاره کنم

نکته قابل توجه در بيان خطابه هاي ايشان اين است که به رغم تسلط و احاطه بر ادبيات و شاعري از اظهارفضل و استفاده از براهين شاعرانه در خطابه ها پرهيز مي کرد حتي استناد به روايات و آيات هم ندرتاً اتفاق مي افتد و به تناسب طبايع شنوندگان از کلام ساده و بي پيرايه بهره مي برد.

پي نوشت؛-------------------------------------------

1- «داد معشوقه به عاشق پيغام» ايرج ميرزا


 
 
منوی اصلی
آرشیو مطالب
پیوندها
تنها وبلاگ نقد داوري شعر در ايران (خروج)
 
فوران(مرتضي پارسا)
 
باوه يال
 
پسا غزل(تورج بخشايش)
 
صداي آسماني
 
باران رويا(رويا ابراهيمي)
 
غزل كويري(مستان)
 
بهشت نظم(ناصر صارمي)
 
آزاده بشارتي
 
ديش سپيد (راهي)
 
وهيد باقري
 
هيجار(محدثه الماسي)
 
باران سپيد
 
پلاك سوخته(اميد فرهاد پور)
 
زن كاغذي
 
باربد
 
روياي ماه
 
آبي. آبي عشق
 
نامه هاي پارسي(مسعود سالاري)
 
خانه شعر شمال(مازندران)
 
شعر قائميه
 
تازه هاي ادبي
 
حلقه شاعران نور
 
سورنا(ليلا حكمت نيا)
 
غزل كرمان
 
انجمن ادبي اشراق زنجان
 
شعر و داستان رودسر
 
شعر اسفراين
 
شعر ملاير
 
شعر گناوه
 
حوزه هنري مازندران
 
خانه شاعران تبريز
 
انجمن ادبي توتم(قزوين)
 
انجمن ادبي چكامه (كاشان)
 
آستانه اي بر شعر كازرون
 
انجمن ادبي نوشهر(اوهام)
 
انجمن شعر و داستان رودسر
 
باغ ميران
 
آتوسا حصاركي
 
عمران ميري (داد بيداد)
 
دبيرخانه كنگره انتظار سبز
 
صداي مستقل ادبيات ايران
 
زيباترين
 
شمس الدين بختكي
 
رستاخيز مثل معجزه(راحيل حسيني)
 
انجمن شاعران ايران
 
صدايم را غلاف كردم به نشانه تسليم(بهزاد بهادري)
 
سايت شعر نو
 
مازيار عارفاني(بررسي شعر امروز مازندران)
 
شعر ايذه(وحيد كياني)
 
وحيد دانشمندي(چارچوب)
 
فانوس دريا
 
بهروز قاسمي (انتظار)
 
سايت سوشليغا(شعر)
 
هليا
 
شعر باران فداغ
 
كوچه هاي پرواز(علي سليماني)
 
فقط مشكي(ممد)
 
علي حسنلو (شعر سپيد)
 
مصطفي فخرايي(دلفين هايي كه با من شنا كرده اند)
 
حكمت شادان(مجيد اجرايي)
 
محسن رضوی
 
محمدرضا نامدارپور(هيوا)
 
سيد مهدي موسوي(غزل پست مدرن)
 
فلورا تاجيكي
 
سارا خوشكام(كلاغ زرد)
 
علي رستمي(وصال)
 
مجيد مه آبادي
 
اتفاق روي پل(قربان بهاري)
 
روياي ماه
 
پاره خط(سينا علي محمدي)
 
سروش
 
پرستو(دلي را شكسته ام...)
 
عبدالحسين فخرايي
 
سمفوني تاريك(مریم فیروزی)
 
ستيغ سخن
 
نام آشناي امروز
 
دفتر شعر كوهستان(ح:شاه محمدي)
 
فرودينه
 
محمدعلي حسنلو(سپيدهاي بي رياي من)
 
حميد سهرابي(آخرين پنجره)
 
مكتب اصالت ويژه
 
غروب( آن هم ) جمعه(رضا بردستانی)
 
سجاد عزیزی آرام(شعر جوان)
 
صادق دارابي
 
كولي وش
 
رضوان محمدرضايي
 
محدثه خسروي (من و مترسك)
 
تو من او
 
شميم عبدليان(شميم شعر)
 
کنگره شعر شب های شهریور
 
کنگره شعر خط سوم
 
ليلا پيكري فر (سيبستان)
 
شعر ایلام
 
قنات غزل (سید حمیدرضا موسوی)
 
خانه دوست کجاست (بهاره ضیایی)
 
فریاد سکوت (مینا ارشدی)
 
غزل - امین
 
شاعرانه هام (سمیه طوسی)
 
حامد عباسیان(بی باران باران)
 
مطهره عباسيان
 
كولاژ
 
محمدكاظم محمدي (سروش)
 
آغو
 
بهار چابوك
 
گلكار
 
جنبش ادبيات غير متعهد
 
امين مرادي
 
محمدجواد شاه مرادي(آسمان)
 
آشفته حالی
 
وبلاگ شاهين شهر
 
اداره ارشاد شاهين شهر
 
سپيده مختاري (شبيه خودم)
 
حسن ميدري(يك ساحل پر از شعر)
 
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه
امکانات